ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
371
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
ادريسى نقل مىكند . 9 به نظر فولرس منابع ابن دقماق از مقريزى بهتر بوده و به خلاف وى به عجايب و غرايب علاقهاى نشان نداده است . 10 دربارهء تاريخ وفات وى اختلاف است و سال 1407 / 809 ه . به واقع نزديكتر است . 11 خليل بن شاهين ظاهرى ( متوفّى به سال 1468 / 872 ه . ) 12 كه از رجال معتبر دولت مماليك بود ، به خلاف مقريزى ، ادارى بود نه دانشور . پدرش از غلامان سلطان الظّاهر سيف الدّين بود و به همين سبب پسر عنوان ظاهرى گرفت . 13 خليل ظاهرى در قدس تولد يافت و آنجا را خوب شناخت 14 ولى در مصر تعليم گرفت و از دههء چهارم قرن پانزدهم در حكومت مماليك به مناصب معتبر رسيد : مدّتى والى اسكندريّه بود ، و به سال 1436 / 840 ه . امير الحاج شد و بعدها والى بعضى از مناطق فلسطين چون كرك و صفد شد ، و بالاخره در دمشق مقامى معتبر يافت . اشتغال مناصب مختلف او را با ولايتهاى بزرگ چون مصر و شام و حجاز نيز كه از لحاظ سياسى تابع دولت مماليك بود از نزديك آشنا ساخت . شايد به علّت فعاليّت ادارى بود كه به دوران سلطان جقمق ( 1438 - 1453 / 842 - 857 ه . ) 15 به فكر افتاد تا كتابى براى عمّال دولت فراهم آرد . نخست دو جلد بزرگ در چهل باب تدوين كرد و چون كتاب مفصّل شده بود آن را در دوازده باب مختصر كرد و عنوان زبدة كشف الممالك فى بيان الطرق و المسالك داد . 16 از عنوان كتاب نبايد پنداشت كه مىخواسته كتابى از نوع « المسالك » به وجود آورد ، زيرا كلمهء المسالك به اقتضاى سجع در عنوان كتاب آمده و در واقع كتاب فهرست اراضى دولت مماليك است و به منظور استفادهء عمّال دولت و علاقهمندان به مسائل سياسى تأليف شده 17 و چيزى همانند كتاب التعريف عمرى است . گر چه اين دو كتاب ارتباطى با هم ندارد 18 ولى به گفتهء هارتمان كه هر دو كتاب را بدقّت تحليل كرده اين شباهت اتّفاقى نيست . بىگفت و گو مقايسهء دو اثر به نفع ظاهرى نيست ، زيرا وى در تأليف كتاب خود فايده و معرفت را منظور نداشته بلكه هدف وى سرگرمى و تهذيب بوده است 19 و كتاب به گفتهء هارتمان به جاى مطالبى كه موجب سرگرمى و تربيت شود پر از ياوه و ترّهات است . به همين جهت آن را با كتاب عمرى همسنگ نمىتوان كرد ، 20 زيرا وى با دقّت تمام همهء مطالبى را كه مورد نياز دبيران دربار سلطان بوده فراهم آورده ، ولى خليل ظاهرى طالب سرگرمى بوده 21 و مىخواسته تمايلات ادبى خود را ، بىآنكه ذوق ادبى داشته باشد ، اقناع كند . بسيارى از كلمات قصار و قصّههاى زهد و پرهيزگارى را در كتاب آورده 22 ولى مضمون آن را رنگ شخصى مىدهد كه باز به گفتهء هارتمان ، هدف آن افراط در تظاهر به ديندارى و علاقهمندى به مطالب دينى است . ظاهرى از اين جهت با بعضى از نويسندگان متأخّر چون عبد الغنى نابلسى ، جهانگرد معروف ، مانند است و دربارهء اماكن مقدّسه اخبار فراوان نقل مىكند 23 و هم از مشخّصات وى